ملا محمد مومن كرمانى

134

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

به آقا ميرزا هاشم امام جمعه ، جريمه پرداخت و اجازهء خروج از اصفهان يافت و به تهران آمد . او از كسانى است كه پيراهنى را علم كرد كه پيراهن چوب‌خوردهء آيت اللّه حاج شيخ محمد رضا كرمانى به دست ظفر السلطنه است « 1 » و با اين كار هم حاكم را عوض كرد و هم غوغاى مشروطيت را تسجيل و تكميل كرد . البته او روزنامه ادب را هم مىنوشت . و به همين دلائل قبل از صدور فرمان مشروطه به كلات تبعيد شد ، و سفرنامه كلات او در واقع تاريخچهء پيدايش مشروطيت ايران است كه خوشبختانه - البته با سال‌ها تأخير - توسط نوهء دخترى او محمود خليل‌پور عضو دانشگاه اصفهان در جزء انتشارات همان دانشگاه چاپ شده است . « 2 » بعد از بازگشت از كلات هم روزنامه نداى وطن را منتشر كرد و كشكول را هم ، و محاكمات را هم ، و عجيب اينكه به قول ناظم الاسلام ، « در زمان استبداد صغير ، مردود الطرفين بود » . « 3 » گويا در آن ايام رابط ميان گروه‌هائى در اصفهان بود تا به اشاره شاه ، بين شاه و بختيارىها - كه با آنان تماس داشت - مناسباتى فراهم كند . اما محمد على شاه شكست خورد . « در ماه شعبان 1327 ه / اوت 1909 م . به حكم هيئت مديره « 4 » او را گرفته ، در باغ شاه با مقصرين پلتيكى محبوس گرديد . در ماه مبارك همان سال ، استنطاق مختصرى از او شد و حكم پنج

--> ( 1 ) - اژدهاى هفت سر ، چاپ دوم ، ص 59 . و در واقع اين ثانى إثنين پيراهن عثمان معروف است ! ( 2 ) - سال 1351 ش / 1972 م . و متأسفانه قسمتى از آن چاپ نشده . ( 3 ) - تاريخ بيدارى ايرانيان ، ص 348 ، و رجوع شود به مقالهء خليل‌پور نوه دخترى مجد الاسلام ، نامهء سخنوران سپاهان . ج 5 ، ص 23 . يعنى مشروطه‌خواهان او را طرفدار ظل السلطان مىدانستند ، و قاجارها طرفدار مشروطه . تعبيرى است برابر مقبول الطرفين . ( 4 ) - اين هيئت مديره بعد از خلع شاه مصدر امر شد و رئيس الوزراء نداشتند كه تا مدتى وضع ادامه داشت . ( تلاش آزادى ، ص 161 )